به افق می نگرم  تو را می بینم  

در انعکاس غروب در آب، تو را می بینم

 

روی لبخند گل سرخ تو را می بینم

 

هر که را می بینم،تو را می بینم

 

همیشه رد پایت کنار رد پای من است

 

ولی دریغ از وجود خود تو

 

تو مثل شبهای بارانی

 

بر روز کویر دل من ببار

 

مثل نسیم صبحگاهی

 

بر شب دل من وزش کن

 

مثل کبوتر سپید شعر و آزادی

 

بر فراز زندان دل من پرواز کن

 

برهان مرا از این حس بی حسی

 

برهان مرا از خودم .